الملا فتح الله الكاشاني
273
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
روحان بارتكاب طاعات و كرامات از مباشرت مخالفات قشيرى فرموده كه خفاف آناناند كه از بند ما سوى آزادند و ثقال آنها كه بقيد تعلقات مقيدند و در بحر الحقايق آورده كه خفاف مجذوبانند كه از كشش عنايت به راه سلوك درآمده و ثقال سالكانند كه از پرورش هدايت متوجه جذبهء حقانى شده هر دو طايفه در راهاند اما آنكه ببال كشش ميپرد بدمى بساط مشاهده ماسوى را طى مىكند سدى فرمود كه چون آيه نازل شد كار بر مردمان دشوار شد پس حقتعالى آن را بآيهء لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضى نسخ فرمود و در اسباب نزول آورده كه جمعى ببهانهء ضايع شدن ضياغ و پريشانى كارهاى اين جهانى داعيهء تخلف غزوه تبوك داشتند و حقتعالى عذر ايشان را قبول نفرمود و امر كرده كه همه بيرون رويد خواه آنانى كه سبكانيد از بار مال و منال و خواه آنها كه گرايند باحمال و اثقال * ( وَجاهِدُوا ) * و جهاد كنيد * ( بِأَمْوالِكُمْ ) * با مالهاى خود كه بان تهيه اسباب زاد و سلاح كنيد * ( وَأَنْفُسِكُمْ ) * و بنفس هاى خود كه مباشر كارزار گرديد * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا * ( ذلِكُمْ ) * اين بيرون رفتن و حرب كردن بنفس و مال * ( خَيْرٌ لَكُمْ ) * بهتر است مر شما را از تخلف و ترك جهاد * ( إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * اگر هستيد كه ميدانيد فعل خير را يا عارفيد به ثواب جهاد و عقاب تخلف و يا عالميد به آنكه حقتعالى صادق است در وعد و وعيد خود آيه دليل است بر آنكه جهاد بنفس و مال واجب است بر كسى كه مستطيع باشد به اين هر دو و هر كه باحدهما مستطيع نباشد بر او واجب است كه جهاد كند بر قدر استطاعت آورده اند كه چون حضرت رسالت پناه مردمان را بغزوهء تبوك امر فرمود ايشان سه فرقه شدند جمعى مسارعت كردند و فرمانرا بسمع اطاعت شنودند آنها اكابر مهاجر و انصار بودند و بعضى ايشان را گران آمد اما فرمان خدا و حكم رسول صلَّى اللَّه عليه و آله را بر هواى نفس اختيار كردند و برخى دستورى اقامت و تخلف طلبيدند و آنها منافقان بودند و در شأن ايشان نازل شد * ( لَوْ كانَ ) * اگر بودى آنچه تو ايشان را دعوت ميكنى * ( عَرَضاً ) * خواسته دنياوى * ( قَرِيباً ) * نزديك بفرا گرفتن و سهل الاخذ * ( وَسَفَراً قاصِداً ) * و سفرى ميانه يعنى آسان و نزديك نه دور و با مشقت * ( لَاتَّبَعُوكَ ) * هر آينه پيروى تو ميكردند بطمع مال * ( وَلكِنْ بَعُدَتْ ) * و ليكن دور شد * ( عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ ) * بر ايشان مسافتى كه بمشقت عظيم قطع آن بايد كرد * ( وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّه ) * و زود باشد كه سوگند خورند به خدا اينخبر نيز از معجزات قرآن است كه قبل از وقوع بيان مىكند كه چون از تبوك بازآيى متخلفان بطريق اعتذار نزد تو قسم ياد كنند كه * ( لَوِ اسْتَطَعْنا ) * اگر ميتوانستيم